امیر عطاامیر عطا، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 17 روز سن داره

امیرعطا جون Amir Ata Jon

سلام به همه دوستای گلمون... باورم نمیشه بازم اومدم اینجا، به زودی اینجارو به روز می کنم... 🤩🤩

زنگی به سبک عطا

1393/11/1 17:33
226 بازدید
اشتراک گذاری

93-11-1

پسر نازم ..عزیزکم آپ نشدن وبلاگتو پای تنبلی مامان نذار... علتش مشکل اینترنت مونه.. وگرنه که دلم میخواد هر روز برات مطلب بنویسم. 

عزیز دلم این روزها لجبازی هات کمی بیشتر شده... یه جورایی عمدی هستن.. 

شیطنت هات مدل دیگه ای شدن.. گاهی من و بابایی واقعا می مونین در اینکه اصلا چی بگیم.. عکس العمل و رفتار صحیح دیگه پیشکش. 

گلم نمیدونم از چی برات بگم...عکسای این مدتو میذارم و میگم...

این کوچولو امیرحسین جون پسمل خاله بهجته.. 1 شب اومدن خونمون:

امیر عطا و امیر حسین

اینم از شیطنت های بامزه شما..کلاه باباجونو گذاشتی سرت. این روزها هرچی میشه فوری میگی مامان دوربینو بیار..

عطا باباجون میشه

و عطا مامان میشود:

چی پاته؟ 

این کتو وقتی برات باردار بودم خاله جون به همراه چند تیکه لباس دیگه برات بافته که این هنوز برات بزرگه:

کت

کیشوم بازی با تفنگی که آدایی برات خریده:

الو مرکز کیشو 

بازی تو خونه عطا(زیر میز): 

بازی

این هم پتوی نوزادیته...که این روزها علاقه پیدا کردی بهش و گاهی هم می پوشیش:

پتو به تن

این غذاهای خوشمزه هم برای مهمونی دانشگاه محدثه (دختر خاله) است.. که الهی بمیرم برات... تو چند روزی بود مریض شده بودی(اسهال) اینه که موندی پیش بابا ... من رفتم.. البته خاله جون برای شما آقاها هم از همه شون کنار گذاشت و داد بهتون:

مهمونی مهمونیی غذا 

و یروز که بیرون بودیم و بابایی 1 جا کار داشت.رفت و ما هم رفتیم امامزاده.. منم روزه بودم و همونجا افطار کردم.. زیارت کردیم:

امازاده

زیارت

نماز خوندیم... خیلی خوب بود:

نماز 

راننده کوچولوی من:

ام اممممممممم 

یه روزم که خونه باباجون بودیم رفتی سر وقت بخاری و زیادش کردی.. هرچقدرم من و خاله جون می گفتیم نکن...انگار نه انگار! بعدشم دستت گرفت به شیشه اش و.... مگه گریه ات بند میومد.. عزیزم. عصری با بابایی رفتیم بازار 1 چیزی برات بخریم یکم از یادت بره درد...اینو خودت انتخاب کردی پسر عشق ماشین من.. ولی اونشب خیلی اذیت شدی:

ماشین امان فدات 

این هواپیمارو هم خاله جونی از مکه برات آورده.... خیلی دوسش داری:

عطا 

عطا خلبان 

بای بای میام ...به زودی ایشالله ..

پسندها (4)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (5)

آتـریســـا جون
1 بهمن 93 18:07
ماشالله به این گل پسملی شیطون و بازیگوش امیرعطا جون زیارتت قبول برای ما هم دعا کن آخی خوب گل پسملی خاله حواست باشه دیگه بخاری خیلی خطرناکه ، میدونم خیلی درد داشتی اما تو اون لحظه ماشین آتشنشانی خریدن حالش بیشتر بود بی معرفت به ما هم سر بزن
مامان امیر عطا
پاسخ
سلام. ممنون. بی معرفت نیستم عزیزم...چند وقتی من هم نبودم..میام حتما.
مامان آرمین
2 بهمن 93 8:22
سلااااام.دلمون واستون تنگ شده بود.همه ی بچه ها تو این سن لجبازن.مخصوصا آرمین ما.عکسها مثل همیشه خیلی ناز بود و لذت بردم.
مامان امیر عطا
پاسخ
سلام...ممنون.. قربون شما.
مامان کوروش کوچولو
3 بهمن 93 1:06
خاله جونم خوشمزه بودی خوشمزه تر شدی کلی داری مامانی نمک میپاشی ماشااله
مامان فهیمه
4 بهمن 93 11:08
آخی عزیزم مریض شده بودی ایشالا تا الان که دیگه خوبه خوب شدی.آفرین گل پسری که کلی با خودش بازی میکنه.
فروشگاه محصولات لوکس بانوان
11 بهمن 93 2:17
با سلام مطالب خوبی در سایتت گذاشتی... امیدوارم در تمام مراحل زندگیتان پایدار باشید . منم دو وبسایت دارم با نام فروشگاه محصولات لوکس بانوان و فروشگاه خانه و خانواده امیدوارم که بمن هم یه سر بزنید. در فروشگاه اینترنتی لوکس بانوان می توانید نیازهای شخصی و خانوادگی را جستجو کنید جدیدترین و پربازدیدترین محصول فروشگاه دستگاه هشداردهنده شب ادراری کودکان http://woman.dayanshop.com/ http://www.woman.dayanshop.com/products/view/679/دستگاه-هشدار-دهنده-شب-ادراری-پی%20ام.html و در این فروشگاه پراز پکیج های آموزشی روز ایران اعم از فنی وحرفه ای و کسب درآمد , پکیج های نرم افزارهای کامپیوترو اندروید و همچنین برای اولین بار در ایران ( پکیج سروش 3 نرم افزار آموزش قرآن با استفاده از هوش مصنوعی صوتی)و حتی فروش تبلت هست http://pnbshop.rozblog.com من سر زدم نظر دادم , تو هم یه سر بزن نظر بده... با تشکر